اگر این سخن درست باشد باید کتبی مثل الغدیر و چندین کتب دیگر جمع شود و باقی نماند. اگر این سخن درست باشد قطعا جمعیت اهل سنت رو به افزایش است زیرا شبهات اهل سنت و وهابیت روز به روز بیشتر می شود و روزی می رسد که اثری از شیعه باقی نمی ماند. من هرگز توهین به مذاهب را نمی پسندم ولی باید حقانیت شیعه ثابت شده و به شبهات پوچ پاسخ داده شود.

مثلا الآن اگر جوابگو نباشیم داعش ملعون می آید و کم کم مذهب مردم را تغییر می دهد. وهابیت می آید و حرف های زیبا می زند و جوانان را به خود جذب می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 دی1393ساعت 21:20  توسط حسین آفرند  | 

چکیده:

 

 

دجال ها و دجاله های زمانه دست به دست یکدیگر داده اند و امروزه می خواهند بین شیعه و سنی حتی بین مذاهب سنی اختلاف بیندازند تا دشمن متحد ما یعنی اسرائیل و آمریکا راحت تر به کشورهای اسلامی نفوذ کنند و ما باید دشمن مشترک را بشناسیم تا همه مقابل آن دفاع کنیم. از این دشمنان گروه ها و فرقه هایی هستند که خود را مسلمان و بقیه را کافر می دانند که به آنها گروه های تکفیری می گویند.

در این تحقیق سعی بر این شده که درباره تکفیر توضیحاتی داده شود و سپس اسلام واقعی معرفی شود.

 

مقدمه:

 زمان ما با آخرالزمان قرین شده است و والآن آخرالزمان می باشد و از طرفی دشمنان امام زمان)عج) منتظر پیدایش اثری از آن حضرت هستند تا به ایشان ضربه وارد کرده و به خیال خام خود ایشان را نابود کنند.

در این میان وظیفه ما این است که مراقب باشیم تا زمینه برای ظهور آن حضرت آماده شود. از مقدمات زمینه ظهور وحدت می باشد و مقابله با کسانی که سعی دارند بین شیعه و اهل سنت اختلاف بیندازند تا دشمن به راحتی بتواند کار خود را انجام دهد. قرآن کریم می فرماید:« و إعتصِمُوا بحَبل الله جمیعاً و لا تفرَّقوا»[1].

گروه هایی پیدا می شوند که به غیر از اختلاف انداختن همه را تکفیر کرده و فقط خود را مسلمان می دانند. این افراد نادان با این طرز فکر که فقط خودشان مسلمان هستند به اسلام ضربه می زنند و در غیر مسلمان ها نوعی زدگی ایجاد می کنند.

یکی از این گروهها که دولت اسلامی عراق و شام(داعش)[2] نامیده شده در سال اخیر فعالیت گسترده ای آغاز کرده و اسلام را بسیار ناپسند جلوه داده است.[3] از جمله کارهایی که انجام داده اند می توان به تضعیف اسلام و دولت های اسلامی،بریدن سر مسلمانان،شکنجه های جسمی و... اشاره کرد.

اما از آنجا که این گروه خود را مسلمان معرفی می کنند لازم دیدم بعد از ذکر مقدماتی ماهیت این گروه را مشخص کنیم.

 

تکفیر در لغت و اصطلاح:

 

تکفیر در اصل در لغت به معنای پوشیدن و پوشاندن است و در برخی از آیات  و روایات هم ماده تکفیر به همین معنا آمده است.

برای مثال آیه 2سوره محمد(ص) می فرماید «والذین ءامَنوا و عَمِلوا الصالِحات و ءامَنوا بما نُزِّلَ علی محمّدٍ و هو الحَقُّ من ربِّهم کفَّرَ عنهم سیِّئاتِهم و أصلحَ بالهم»[4]

یا آیات دیگر که آمده است با این مضمون که: یُکَفِّر عنهم سیِّئاتهم. و.... .

اما تکفیر در اصطلاح فقها و متکلمین به معانی مختلف می آید که از آن می توان به این موارد اشاره کرد:

1:نسبت دادن کفر به شخص یا گروه: این معنا که مورد بحث ما است و بیشتر از بقیه معانی به کار می رود که بعدا در رابطه با آن مفصل سخن می گوییم.

2:پاک کردن گناهان و ابطال عقاب: طبق نظر مشهور علماء وقتی کسی گناهان کبیره را انجام ندهد گناهان صغیره او هم پاک می شود و برخی آیات و روایات هم به آن دلالت دارد.

3:تکتف: در برخی موارد کلمه تکفیر به معنای تکتف و دست روی دست گذاشتن در نماز است که مشهور فقهای شیعه آن را حرام می دانند و برخی مکروه شدید می دانند.

 

 

منشأ پیدایش تکفیر:

 

 

تکفیر از زمان صدر اسلام آغاز شد و تا به امروزه هم ادامه پیدا کرده است البته قرآن هم کسانی را که حضرت عیسی(ع) را خدا می دانند کافر دانسته و می فرماید:« لقد کفر الذین قالوا إنَّ الله هو المسیح ابن مریم ...»[5]

ولی این تکفیر به حق است چون آنان مسلمان نبودند ولی تکفیر مسلمانان غیر منصفانه و به ناحق است.

اولین تکفیر زمان خلافت ابوبکر و توسط دستگاه خلافت علیه مخالفان صورت گرفت که هر کس مخالف خلافت ابوبکر باشد کافر و از دین خارج است. در اول کار اگر چه با مخالفت برخی روبرو شد[6] ولی اکثر مردم از ترس جانشان سخنی نگفتند.

به همین بهانه بود که مالک بن نویره توسط خالد بن ولید به خاطر کینه های شخصی و مخالفت با خلیفه به شهادت رسید.

حال به بررسی برخی تکفیر ها در تاریخ اسلام می پردازیم:

 

نمونه هایی از تکفیر:

 

الف) تکفیر در زمان ابوبکر:

جنگ هایی به نام ردّه برای تکفیر برخی گروه ها و شخصیت ها در زمان وی روی داد برای مثال جنگ خالد بن ولید با قبیله  مالک بن نویره که سرانجام آن به شهادت مالک ختم شد. علت آن هم عدم پرداخت زکات به خلیفه وقت بود. به همین دلیل او را تکفیر کرده و به طور ناجوانمردانه ای او را به شهادت رساندند حال آنکه علت اصلی آن، کینه ها و وجود همسر مالک بود که قبل از آن خالد به همسر او علاقه مند بود[7].

دلیل این سخن همبستر شدن خالد با همسر مالک در همان شب است حال آنکه (بر فرض کفر مالک) هم باید صبر می کرد تا زمان عده آن زن تمام می شد.

البته علاوه بر این، جنگ های دیگری هم بود که به بهانه های مختلف مثل ندادن زکات یا مخالفت با خلافت تکفیر و کشته می شدند.[8]

اما اینکه آیا آنها واقعا کافر محسوب می شدند یا نه بین علمای اهل سنت حتی نزدیکان ابوبکر اختلاف است.[9]

ب) تکفیر علمای شیعه:

تعدادی ازعلمای شیعه با تکفیر علمای اهل سنت یا گروه های دیگر به شهادت رسیدند.

از جمله آنان می توان به محمد بن جمال الدین مکی عاملی ( معروف به شهید اول مستشهد 786ه) اشاره کرد که با فتوایی که برهان الدین مالکی و عباد بن جماعة نزد پادشاه صادر کردند ایشان را با زجر تمام اعدام کرده سپس بدنش را به دار آویخته، سنگسار کرده و آتش زدند.

یا زین الدین بن علی بن احمد جبعی عاملی (معروف به شهید ثانی مستشهد 966ه) که با سعایت قاضی شهر صیدا در شام با دادن نامه به سلطان سلیم دستگیر شد و او را به شام می بردند که در راه در ساحل دریای استانبول سر از تن مبارکش جدا کردند.

هم چنین می توان به سید نورالله شوشتری (معروف به شهید ثالث مستشهد 1019ه) اشاره کرد که با سعایت علمای اهل سنت در آگره هند به دستور سلطان جهانگیر به شهادت رسید.

و از این موارد در تاریخ تشیع بسیار می توان پیدا کرد(تو بخوان از این مجمل حدیث مفصل را).

 

ج)تکفیر ائمه اطهار(ع):

در کتب تاریخی حتی تکفیر ائمه توسط خوارج و غیر دوازده امامی ها نیز آمده است. برای مثال در کتاب فصول المختارة شیخ مفید آمده: و قالوا فی الرضا (ع) خاصّة قولاً عظیما و أطلقوا تکفیره و تکفیر مَن قامَ بعده مِن وُلده.[10]

از این موارد بسیاری دیگر در کتب شیعه وارد شده است.[11]

 

د) تکفیر عمومی:

خوارج هم همه مردمی که مرتکب گناه کبیره می شدند حتی از امت پیامبر را تکفیر می کردند و حتی آنها را به شهادت می رساندند.

نمونه آن به شهادت رساندن یکی از اصحاب امیر المؤمنین(ع) به نام عبد الله بن خباب است که به گفته برخی حتی از صحابی رسول الله(ص) نیز به حساب می آمده.

او را بعد از پرسیدن نام و نشانی و سوالی درباره امام علی(ع) فجیعانه به شهادت رساندند و سپس همسر حامله اش را شکم دریدند و به شهادت رساندند و طفل معصوم او را نیز سر بریدند.[12]

این درحالی بود که عبدالله صراحتا گفت من مسلمانم و کشتن مسلمان جایز نیست و آیه قرآن هم صراحتا همین را می گوید.[13]

از طرفی دیگر برخی مسلمان ها خوارج را تکفیر می کردند.[14]

 

ه) تکفیر شدن اهل سنت توسط یکدیگر:

 

بعد از پیدایش مذاهب اربعه اهل سنت و پیدایش مذاهب بیشتر در میان آنان[15] ،سلاطین و پادشاهان برای بقای حکومت خویش قوم گرایی و تعصب را زنده کرده و  مذاهب را با یکدیگر درگیر می کردند و هر گروه دیگری را محکوم به کفر می کرد و حتی در این بین افراد بسیاری کشته شدند. در این میان بود که حقیقت علم از دست رفت.

نمونه های آن بسیار است:

- ابو حامد طوسی (متوفای567ه) گفته اگر حکومت دست من بود از حنبلیان جزیه می گرفتم.[16]

- فتنه ای در سال 554 هجری شافعیان و حنفیان در نیشابور درگیر شدند و بازار ها و مدارس در آتش سوخت و سرانجام شافعیان پیروز شدند.

- حادثه ای مثل همین مورد در سال 716 هجری بین شافعیان و حنبلیان روی داد.[17]

- ابو منصور فقیه شافعی(متوفای567ه) به طور ناجوانمردانه با خوراندن سم در حلوا به دسست حنبلیان کشته شد.[18]

از طرف دیگر هر مذهبی علاوه بر تکفیر مذاهب دیگر از مذهب خود تعریف می کرده و روایات بسیاری جعل کردند.[19]

 

دوره های تکفیر:

 

همانطور که گذشت در چند دوره تکفیر رواج پیدا کرد که آن دوره ها به چند بخش تقسیم می شود:

1:زمان صدر اسلام: چنانکه گفته شد بعد از رحلت پیامبر(ص) غاصبین خلافت مخالفین خود را تکفیر کردند و برخی را هم به شهادت رسانده و کشتند مثل مالک بن نویره.

2:زمان رواج مذاهب اهل سنت: در این زمان هم در دوره های مختلفی کشمکش ها و درگیری ها به خاطر تکفیر بود که اوج آن در حدود سال های 550تا 555 هجری و از سال 565 تا سال تا 569 هجری و از سال 716 تا 718هجری قمری روی داد.

در این زمان آنچنان تعصب به مذاهب بود که مردم جرأت بردن نام مذهب خود را نداشتند و به خاطر ترس از تکفیر شدن ابدا از مذاهب خود سخنی به زبان نمی آوردند.

 

 

و به همین خاطر بود که ابوبکر محمد بن عبد الباقی (متوفای535ه) شاعر حنبلی می گوید:

احفظ لسانک لا تبح بثلاثة    äää    سن و مال ما استطعت و مذهب

فعلی الثلاثة تبتلی بثلاثة      äää    بمکفر و بحاسد و مکذب[20]

3:زمان پیدایش افکار ابن تیمیه و شاگردش ابن قیم جوزی:زمانی که ابن تیمیه افکار خود را منتشر کرد کسانی از مردم که افکار او را نداشتند را تکفیر کرد. به خاطر همین افکار خطرناک، مذاهب اهل سنت  او را طرد کرده و تکفیر کردند. بعد از این واقعه اسلام دوران نسبتا خوب و بدون تکفیر داشت.

4:زمان پیدایش افکار محمد بن عبد الوهاب[21] و بعد از آن: آل سعود به دنبال کشورگشایی و قدرت بود و محمد بن عبد الوهاب به دنبال گستراندن افکار شیطانی خود. به خاطر افکار تکفیری محمد، آل سعود افکار او را مناسب کار خود دید که با تکفیر مردم کشتار خود را توجیه کند. به همین خاطر با روی باز از او حمایت کردند و مذهب رسمی خود را وهابیت قرار دادند.

بعد از این فرصت آل سعود شروع به کشتار مردم کرد از جمله در سال 1187 هجری عبد العزیز به ریاض حمله و آنجا را تصرف کرد سپس به کشور های دور تر حمله کرده و کشتار به راه انداختند. از جمله در سال 1215 به کربلا حمله کرده و 4هزار نفر را به خون کشیدند و شهید کردند و همه اموال و خصوصا جواهرات حرم را غارت کردند.

از طرف دیگر به نجف حمله کرده ولی با مقاومت و مبارزه شجاعانه مردم و علماء و طلاب روبرو شدند و با تلفات سنگین عقب نشینی کردند.[22]

در سال های اخیر گروه های تکفیری زیادی که سر منشأ همه آنها سلفی ها و وهابیت ملعون هستند به وجود آمدند که از این موارد می توان به گروه های طالبان و القاعده و داعش و بوکوحرام در آفریقا اشاره کرد که مسلمانان و خصوصا شیعه مظلوم را با گفتن ذکر مقدس الله اکبر می کشند.

در اینجا به بررسی افکارشان می پردازیم:

 

 

افکار گروه های تکفیری:  

همانطور که گفته شد این گروه ها عقاید سلفیان و وهابی ها را دارند ولی با این وجود به برخی از افکارشان می پردازیم:

1: معرفی خلیفه جدید به عنوان خلیفه اسلام و مسلمین[23].و بیعت گرفتن از مردم برای تبعیت از این خلیفه.

2: احیاء دوباره برده داری و کنیز داری.

3: احیاء حدود اسلامی بدون توجه به احکام ثانویه.[24]

4: کافر دانستن همه مخالفین حتی از بین اهل سنت و دیگر گروه ها[25] و کسانی که آنها را تأیید نمی کنند.

5: کسانی که اطمینان به اسلامشان نیست حتی اگر بگویند ما مسلمانیم کشته می شوند.

6: خودشان می گویند ما گروه های ارعابی و تروریستی هستیم و به این افتخار می کنیم.[26]

7: یاد دادن سر بریدن و کشتار به کودکان برای نسل های آینده.

8: مساجد و حرم شیعه و اهل سنت از آلات کفر است و باید نابود بشود چنانکه مساجد و کلیساهای حلب و ریف و رقه در کشور سوریه و الانبار در کشور عراق را تخریب کردند.

 

شباهت زیاد گروه های تکفیری با خوارج:

 

با کمی دقت در می یابیم که این گروه ها شباهت بسیار با خوارج دارند زیرا خوارج هم از طرفی طرفداران امام علی(ع) را تکفیر می کردند و از طرف دیگر طرفداران معاویه را کافر می دانستند.

 در واقع فقط خود را مسلمان واقعی می دیدند چنانکه داعش و غیره هم اهل سنت و هم شیعه را کافر می دانند.

روایتی از پیامبر(ص) رسیده است که از خوارج نام می برند و نشانه هایی از آنان می گویند که مطابق با نشانه های تکفیری ها می باشد.

پیامبر(ص) فرمودند: یخرج قوم من امتی یقرؤون الکتاب لیست قرائتکم بقرائتهم بشیء و لا صلاتکم الی صلاتهم بشیء و لا صیامکم إلی صیامهم بشیء یقرؤون القرآن یحسبون أنه لهم و هو علیهم لا تجاوز صلاتهم تراقیهم یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة.[27]

روایتی از ترمذی به همین مضمون در رابطه با آخرالزمان آمده است.[28]

در صحیح مسلم ذیل روایتی با همین مضمون آمده است: فاذا لقیتموهم فاقتلوهم فإن فی قتلهم اجرا لمن قتلهم عند الله یوم القیامة[29].

حال با فهمیدن بعض عقاید آنان به نقد آن می پردازیم:

 

نقد افکار تکفیر:

بر فرض صحت عقاید آنان، باید بررسی کرد که آیا در صورت وجود حکم اعدام برای آنان باید اینگونه ذبح شوند در حالی که دشمنان کافر و یهودی و مسیحی در پی چنین حرکاتی هستند که از اسلام که دین محبت و دوستی است خرده گیری کرده و اسلام را زیر سوال ببرند. اسلامی که پیامبر برای ایمان آوردن مردم به آن از راه محبت وارد می شدند.

حال آنکه آیات و روایات بسیار دال بر این است که اهل قبله و مسلمانان تکفیر نشوند:

1:آیه 94 سوره نساء:

«یا أیّها الذین آمَنوا إذا ضَرَبتم فی سبیل الله فتبَیَّنوا ولاتقولوا لِمَن ألقی إلیکم السَلامَ لستَ مؤمنا تبتغون عَرَضَ الحَیاةِ الدنیا فعِندَ اللهِ مَغانِمُ کثیرةٌ کذلک کُنتم مِن قبلُ فمنَّ اللهُ علیکم فتبَیَّنوا إنَّ اللهَ کان بما تعمَلونَ خبیرا.»[30]

شأن نزول آیه: پیامبر(ص) سریّه ای[31] را به ریاست غالب بن فضاله به قوم فدک فرستاده بودند که همه فرار کرده بودند مگر مرداس بن نهیک چوپان که چون مسلمان بود وقتی صدای الله اکبر   

مسلمانان را شنید فرار نکرد و از پناهگاه خود بیرون آمد.

برای اینکه اسلام خود را اظهار کند گفت لا اله الا الله محمد رسول الله، السلام علیکم. اسامة بن زید که فکر می کرد از روی نفاق اسلام آورده او را کشت. خبر که به پیامبر رسید بسیار ناراحت شدند و آیه نازل شد.

بعد از این واقعه اسامه از پیامبر(ص) طلب مغفرت کرد ولکن پیامبر(ص) فرمودند گوینده لا اله الا الله را کشتی چگونه می خواهی بخشیده شوی. ولی با تضرع و التماس بسیار او برای بخشیده شدنش، فرمودند غلامی را آزاد کن.[32]

2:آیه 33 سوره اسراء:

« ولا تقتلوا النَّفس التی حرَّمَ اللهُ إلا بالحقِّ و مَن قتِلَ مظلوما فقد جَعَلنا لِوَلیِّه سُلطانا فلا یُسرفُ فی القتل إنَّه کان مَنصورا»[33]

این آیه صراحتا می گوید که مسلمان کشته نشود زیرا کشتن مسلمان طبق روایات حرام است.

ابن کثیر دمشقی و افرادی دیگر  در ذیل آیه می گویند :یقول تعالی ناهیا عن قتل النفس بغیر حق

 شرعی کما ثبت فی الصحیحین أن رسول الله (ص) قال لا یحل دم امرئ مسلم یشهد أن لا اله الا الله

و أن محمدا رسول الله...[34]

3:آیه 114 سوره بقره:

« ومَن أظلمُ ممَّن منَعَ مساجدَ اللهِ أن یُذکرَ فیها إسمُه و سَعی فی خَرابها اولئک ما کان لهم أن یَدخُلوها إلا خائفین لهم فی الدنیا خِزیٌ و لهم فی الآخرةِ عَذابٌ عَظیمُ»[35]

این آیه صراحتا دلالت بر این دارد که داعش ظالم ترین گروه ها است چرا که مساجد را در شهرهای مختلف منفجر می کند و با این کار مسجدی را باقی نمی گذارد که نام خدا در آن برده شود.

 

 

 

4:سخن پیامبر(ص) به امام علی(ع) در جنگ خیبر:

 

پیامبر(ص) در جنگ خیبر به امام علی(ع) فرمودند: قاتلهم حتی یشهدوا أن لا اله الا الله وأن محمدا رسول الله فإن فعلوا ذلک فقد منعوا منک دماءهم و اموالهم الا بحقها و حسابهم علی الله.[36]

روایت به واضحی می گوید که با شهادتین شخص نباید کشته شود.

5:حدیث دیگری از پیامبر(ص):

پیامبر(ص) فرمودند:إذا أشرع احدکم الی الرجل بالرمح و إن کان سنانه علی ثغرة نحره فقال لا اله الا الله فلیرفع عنه الرمح.[37]

این حدیث به این نکته اشاره دارد که حتی اگر کسی به خاطر ترس از جان اسلام آورد او را نکشید چنانکه خود پیامبر(ص) در فتح مکه ابوسفیان و معاویه را بخشیدند حال آنکه اسلام آنها ظاهری بوده.[38]

 

نتیجه گیری:

با توجه به آیات و روایات دیگر کشتاری نباید صورت بگیرد چرا که روایاتی که آورده شد همگی از کتب صحاح و معتبر اهل سنت بوده است. امیدواریم با ظهور منجی عالم بشریت حضرت امام زمان(عج) این وضعیت خاتمه پیدا کند و بذر محبت اسلام در جهان پخش شود و دیگر خبری از کشتن و دزدی و آدم ربایی نباشد ان شاء الله.

 

 

                                                 «والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته»

                                                                                     

 



[1] : سوره آل عمران آیه 103:همگی به ریسمان الهی چنگ بزنید و متفرق نشود. نکته جالب این است که قرآن می فرماید چنگ بزنید یعنی محکم بگیرید و الا سست گرفتن با ماده اعتصام به کار برده نمی شود(اعراب القرآن و ییانه ج2 ص10)

[2]: داعش متشکل از این کلمات است:د(دولت)،ا(اسلامی)،ع(عراق)،ش(شام یعنی سوریه).

[3] : علاوه بر این گروه، گروه های تکفیری دیگر نیز وجود دارند که می توان به گروه القاعده، طالبان و بوکوحرام اشاره کرد.

[4]: و آنان که ایمان آوردند و کار نیک انجام دادند و ایمان آوردند به آنچه بر حضرت محمد(ص) نازل شده که البته بر حق و از جانب خدا بوده خدا گناهان آنها را پوشاند و امر آنها را اصلاح فرمود.

[5] : آنان که گفتند خدا همان مسیح بن مریم است کافر شدند... . (سوره مائده آیه17).

[6] : مثل عمار یاسر و مقداد و زبیر و طلحه و... از اصحاب امام علی(ع).

[7] : چنانکه خود مالک (با اشاره به همسرش) می گوید این باعث مرگ من شد(دیدگاه های دو خلیفه ص13).

[8] : تاریخ طبری ج2 ص528، تاریخ الخلفاء سیوطی ج2 ص474 و 528.

[9] : تاریخ خلفاء رسول جعفریان ج2ص35 مساله ارتداد.

[10] : و درباره امام رضا(ع) نظر سنگینی دارند و مطلقا ایشان و فرزندانشان از ائمه را کافر می دانند (فصول المختارة ج23 ص6).

[11] : الصوارم المهرقة فی جواب الصواعق المحرقة ج1 ص193 و194،بحار الانوار ج33 ص373، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج8 ص115.

[12] : نمونه و مثل همین اتفاق برای یک ایرانی که همراه همسر حامله اش از سامرا به سمت کربلا می رفتند اتفاق افتاد که گروه داعش همین کار را بر او و همسرش روا داشتند. روح آن شهید شاد و قرین عبد الله بن خباب.

[13] : ...ولا تقولوا لِمن ألقی إلیکم السلامَ لستَ مؤمنا....(سوره نساء آیه94). به کسی که اظهار اسلام  می کند و سر تسلیم فرو می آورد نگویید تو مؤمن نیستی.

این واقعه در این منابع آمده است:تاریخ طبری ج4 ص60، عقد الفرید ج1 ص217،شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج2 ص267.

[14] : الصوارم المهرقه فی جواب الصواعق المحرقه ج1 ص193.

[15] : علاوه بر مذاهب اربعه اهل سنت شاگردان این مذاهب و برخی از شاگردان امام صادق(ع) مذهبی را تاسیس کردند که هر کدام به دلیلی رواج پیدا نکرد.

[16] : شذرات الذهب ج4 ص224.

[17] : البدایة و النهایة ج14 ص86.

[18] : طبقات الشافعیة ج1 ص602.

[19] : حنفیان درباره ابوحنیفه حدیثی جعل کرده :پیامبر فرمودند پیامبران به من افتخار می کنند و من به ابوحنیفه (نعمان) افتخار می کنم و یا اینکه هرکس او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس او را خشمگین کند مرا خشمگین کرده. جعلی بودن این احادیث پر واضح است.

شاعر حنفی می گوید:

غدا مذهب النعمان خیر المذاهب   ä  کذا القمر الوضاح خیر الکواکب     : مذهب نعمان بهترین مذاهب است همانطور که ماه تابان بهترین ستارگان است.

مذاهب اهل الفقه تقلصت      ä     و این عن الروسی نسج العناکب         : مذاهب دیگر در نزد من بی ارج اند بافته عنکبوتیان را چه کار با پرنیان.

برای شافعی غلو کردند و می گویند او به گورستان رفته سراغ انصار خودش می رود و عذاب فرشتگان را از آنها دور می کند.

شاعر شافعی می گوید:

مثل الشافعی فی العلماء   ä   مثل البدر فی نجوم السماء     : مثال شافعی در میان علماء مثل ماه در میان ستارگان آسمان است.

قال لمن قاسه بنعمان جهلا  ä  أ یقاس الضیاء بالظلماء    : به کسی که از روی نادانی او را با ابوحنیفه مقایسه کرده بگو آیا روشنایی با تاریکی قابل قیاس است.

به شافعی نسبت داده اند که گفته هر کس کینه احمد بن حنبل را داشته باشد کافر است( طبقات الحنابله ج1 ص13).

شاعر حنبلی می گوید:

سبرت شرائع العلماء طرّا    ä     فلم ار کاعتقاد الحنبلی     :مذهب علماء را با دقت بررسی کردم مانند اعتقاد حنبلی را ندیدم.

فکن من اهله سرّا و جهرا     ä    تکن ابدا علی النهج السوی    : پس در نهان و آشکار پیرو او باش تا برای همیشه بر راه راست باشی.

 

[20] : زبانت را نگه دار و تا می توانی سه چیز را آشکار نکن : سن و مال و مذهبت را.

با آشکار ساختن آن سه به سه بلا دچار می شوی : به تکفیر شدن و حسادت دیگران و دروغگو شمرده می شوی.

 2 : رییس وهابیت و به وجود آورنده آن.

جالب است بدانید وهابیت دو رییس دارند: رییس مذهبی و رییس مملکتی و آن زمان محمد بن عبد الوهاب پشتوانه و رییس فکری و مذهبی وهابیت بود و آل سعود رییس حکومت آن کشور بودند.

3 : عنوان النجد فی تاریخ نجد ج1 ص257 به نقل از کتاب درسنامه وهابیت استاد سید مهدی علیزاده موسوی.

 

[23] : لازم به ذکر است هر کدام از این گروه ها خلیفه ای را تعیین کرده و همه را ملزم به تبعیت از این خلیفه می کنند.

[24] : حدود اسلامی از احکام ثانویه محسوب می شود و به همین خاطر تغییر می کند. پس اجرای برخی احکام و حدود اسلامی در این زمان منوط به حضور و اجازه معصوم است.

[25] : مثل جبهه النصره که داعش آنها را تکفیر کردند.

[26] : مستند تکفیر پخش شده از شبکه نور استان قم.

[27] : قومی از امت من خروج می کنند که قرآن می خوانند و قرائت شما در مقایسه با قرائت آنان چیزی نیست و نماز شما در مقابل نماز آنان چیزی نیست و روزه شما در مقایسه با روزه آنها چیزی نیست قرآن را می خوانند و فکر می کنند که به نفع آنان است حال آنکه به ضرر آنهاست نماز آنها از ترقوه شان بالاتر نمی رود از دین خارج می شوند آنگونه که تیر به سرعت از کمان خارج می شود.(سنن بیهقی ج2 ص81، صحیح بخاری ج12 ص360).

[28] : سنن ترمذی ج8 ص374 صحیح بخاری ج17 ص75.

[29] : صحیح مسلم ج2 ص746، صحیح بخاری ج23 ص32.

[30] : ای کسانی که ایمان آوردید هنگامی که خواستید جهاد کنید در راه خدا تحقیق کنید و به کسی که اظهار اسلام کند و سر تسلیم فرود آورد نسبت کفر ندهید از متاع ناچیز دنیا چیزی غنیمت ببرید که غنایم بی شمار نزد خداست اسلام شما هم اول امر همچنین اظهار و تسلیمی بیش نبود تا وقتی که خدا بر شما منت گذاشت پس اکنون باید تحقیق کنید که خدا به هرچه کنید آگاه است.

[31] : جنگهایی که خود پیامبر(ص) حضور ندارند.

[32] : تفسیر مفاتیح الغیب ج11 ص189 ذیل آیه،تفسیر کشاف زمخشری ج1 ص552 ذیل آیه،سیره حلبیه ج3 ص192، عمدة القاری ج34 ص313،البدایة و النهایة ج4 ص252.

[33] : نفسی را که خدا حرام کرده کشتنش را نکشید مگر بر حق و کسی که به ناحق کشته شود ما به ولی او حکومت و تسلط بر قاتل دادیم پس ولی در قتل و خونریزی اسراف نکند که او از جانب ما یاری خواهد شد.

[34] : خداوند از قتل مسلمان بدون حق شرعی نهی کرده چنانکه در صحیح بخاری و مسلم آمده است که پیامبر(ص) فرمودند ریختن خون مسلمانی که شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر می دهد حلال نیست.(تفسیر ابن کثیر دمشقی ج5 ص73، تفسیر آلوسی ج 10 ص446، تفسیر طبری ج17 ص439 همگی ذیل آیه).

[35] : و کیست ستمکار تر از آنکه مردم را از ذکر نام خدا در مساجد منع می کند و در خرابی آن کوشش می کند چنین گروه را نه شاید که در مساجد مسلمین در آیند جز آنکه ترسان باشند این گرو در دنیا ذلت و در آخرت عذابی بزرگ نصیب است.

[36] : بکش آنها را تا شهادت بدهند که خدایی جز الله نیست و محمد(ص) پیامبر خداست و اگر این را گفتند پس خونشان و اموالشان حرام می شود مگر بر حق و حساب آنها با خداست(مسند احمد بن حنبل ج2 ص384 ح878، صحیح مسلم ج7 ص121 ح2405،خصائص نسائی ج1 ص44).

[37] : اگر کسی از شما با مردی می خواست با نیزه بجنگد اگر سر نیزه شما به گلوی او رسید و گفت لا اله الا الله پس نیزهخود را بردارید(علل دارقطنی ج5 ص290،مجمع الزوائد و منبع الفوائد هیثمی ج1 ص173،تاریخ مدینة دمشق ج24 ص205).

[38] : از قرائن دیگری مثل ضربه هایی که معاویه به سبط پیامبر(ص) زد و... از کارهایی که معاویه کرد فهمیده می شود.

+ نوشته شده در  جمعه 26 دی1393ساعت 10:51  توسط حسین آفرند  | 
این هفته هفته وحدت بود ولی متاسفانه برخی با به راه انداختن دسته ها و هیئات در خیابان ها با نام هفته برائت به لعن و ناسزاگویی پرداختند.

حال سوال اینجاست که مگر رهبری منع نکردند از لعن برادران ما و خلفا؟؟؟

مگر آیت الله بهجت نفرمودند: مراقب باشید ممکن است سخنان ما موجب به باد دادن سر چندین نفر بشود؟؟؟

آیت الله سیستانی درباره اهل سنت فرمودند: لاتقولوا اخواننا بل قولوا انفسنا یعنی به اهل سنت برادر نگویید بلکه بگویید اهل سنت نفس ما هستند.

مالک ریگی در اعترافات خود می گوید شب های عملیات که بعضی حوصله نداشتند کلیپ های عید الزهرا را پخش می کردیم و آنها برای عملیات قوت قلب می گرفتند.

چرا کاری کنیم که هم وطنان و حتی شیعیان کشور های دیگر جانشان به خطر بیفتد؟؟؟چرا؟ اندکی به این سوال فکر کنیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 دی1393ساعت 19:28  توسط حسین آفرند  | 
سلام به دوستان عزیز و وهفته وحدت را به همگی مسلمین تبریک و تهنیت عرض می نمایم.

به خاطر این غیبت طولانی که داشتم معذرت میخواهم با حول و قوه الهی اگر شبهه های دارید بنویسید تا سر فرصت به جواب آن بپردازیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 دی1393ساعت 18:30  توسط حسین آفرند  | 
ازدواج ام کلثوم با عمر نشانه همبستگی و محبت بین آنها بوده است؟

این مسئله از مسائل اختلافی در تاریخ است از جمله اینکه امام علی(علیه السلام) اورا به تزویج عمر در آورد یا عباس عموی پیامبر انجام گرفت-از روی تهدید بود یا نه-فرزندی به نام زید داشت یا قبل از عروسی مرد-زید و مادرش در یک روز کشته شد یا مادرش بعد از او مرد.

سلّمنا که این ازدواج صورت گرفت آیا بعد از یورش به خانه وحی و هتک حرمت و کتک زدن دختر پیامبر باز هم رابطه ها خوب بوده هرگز.

اصلا بسیاری از تاریخ دانان این واقعه را از روی تهدید میدانستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 شهریور1392ساعت 20:36  توسط حسین آفرند  | 
چند وقت پیش کتابی را دیدم که از عربستان آمده بود و در آن سوالاتی نوشته بود که عقاید شیعه را زیر سوال ببرد.

آن را خلاصه کردم و به صاحبش برگرداندم. چند روز بعدش کتاب دیگری دیدم که پاسخ به این سوالات داده بود و همه آن منطقی بود.

کتابی که از عربستان آمده بود اسمش این بود:سوالاتی که باعث هدایت جوانان شیعه شد! و نویسنده آن سلیمان بن صالح الخراشی است که ریختن خون شیعه را واجب میداند ولی با این حال این سوالات را میدهد تا شاید شایدددد جوانی به راه راست هدایت شود! سوالی از وهابیون داریم آیا شما با یک کافر و کمونیست هم چنین میکنید؟! آیا دین پیامبر مسلمان کشی بود؟! آیا اگر کفار و منافقین این فتواهای بیجا را بشنوند از اسلام دوری نمی کنند؟!شیخ بن باز

جوابیه این کتاب موهن کتابی است با نام:پاسخ جوان شیعی به پرسش های وهابیان. در این کتاب به چند نکته اشاره شده است:

۱: آن شخصی که کتاب را نوشته بعضی سوالات را چندین بار تکرار کرده برای اینکه تعدادشان زیاد شود.

۲:بعضی سوالات با هم تناقض دارند مثلا در یک سوال میگوید همه با ابوبکر بیعت کردند و هیچ مخالفتی در کار نبود و در سوالی دیگر میگوید انصار با ابوبکر مخالفت کردند و با سعد بن عباده رفتند و علی(علیه السلام) نه با اینها بود ونه با آنها.

۳:برخی پرسش ها برداشت غلط از عبارات عالمان است.

۴:درباره حضرت مهدی(عج) گویی سوال میکند که وجود ندارد حال آنکه وجود آن حضرت مورد اتفاق فریقین است.

اما سوالاتی که شده کم کمک بیان کرده و پاسخ آنها را میدهیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه 3 شهریور1392ساعت 23:18  توسط حسین آفرند  | 
لابد خود شما از تعصبات بیجا و سلف وهابیت خبر دارید اما به خودم گفتم بازگو کنم برای کسانی که واقعا بی خبرند یا اخبار تلویزیون را رسیدگی نمی کنند:

انگار همین دیروز بود که تو اخبار اعلام کرد مخالفان بشار اسد و دولت سوریه به شهر هایی از سوریه حمله کردند و آنها را گرفتند.

بیایید چند روزبعد که خبردار شدیم مردم بی دفاع سوریه که غالبا شیعه اند زیر آتش مخالفان که سلفی و وهابی اند شهید میشوند و جنازه هایشان را مثله کرده یا میسوزانند یا همینطور رها میکنند.

بیایید اینطرف تر که فهمیدیم دست از پا درازتر تهدید به تخریب حرم مطهر حضرت زینب و رقیه(سلام الله علیهما) کرده اند.

در همین حین بود که کمک های آل سعود و آل خلیفه و آمریکا به مخالفان می رسید.

وای عجب روزی بود!!!وقتی که فهمیدیم به حرم و جسد صحابی بزرگ حجربن عدی (رضی الله عنه) بی احترامی کرده و جنازه را جابجا کردند.

فردای همان روز باخبر شدیم که به حرم جعفر طیار(رضی الله عنه) برادر امام علی و پسر عموی پیامبر(علیهما السلام) حمله کردند و آتش سوزی به راه انداختند.

وتا به امروز چه کارها که نکردند.....

مثلا حمله به شیخ حسن شحاطه که عالم حنبلی بوده سپس به مذهب تشیع گرویده بود و شهیدش کردند.

طرز شهادت او با تفنگ و سلاح گرم نبوده بلکه با مشت ولگد و چوب و سلاح سرد بوذ!

گناه این عالم چه بود جز تشیع؟

جالب اینجاست که این عمل بعد از سخنرانی مرسی در اخوان المسلمین انجام گرفته.

البته دیدید که مرسی هم به سزای عمل خودش رسید و زندانی شده اما آن کسی که به جای او آمده یک نفر بدتر از مرسی و به قول معروف سگ زرد برادر شغاله!

آیا شیعیان کافرند؟

آیا شیعیان علی پرستند؟ آیا مشرکند؟ آیا مهر را می پرستند؟ آیا .....؟؟؟!!!

هرگز!!!! بلکه آنها یک قبله و خدا و پیامبر و قرآن دارند و با یکدیگر فرقی ندارند.

پس مشکل وهابیون چیست که شیعیان را مشرک و کافر و نجس و رافضی می دانند ولی آمریکای منافق صفت و اسراییل غاصب و دیگر کشورهایی که همه از رفیقان عربستان اند را اینگونه نمی دانند؟!!!

فقط این را میتوانم بگویم که ای وهابیون ما شیعیان مثل شما هستیم در دین محمد(صلی الله علیه وآله) و کشتن کسانی که لا اله الا الله محمدا رسول الله میگویند جایز نیست اگر چه از روی ظاهر اسلام داشته باشد چنانکه پیامبر فرمودند:خون کسی که لا اله الا الله می گوید محترم است و کافرین را تا وقتی که لا اله الا الله نمی گویند بکشید(مسند احمد بن حنبل ج۱ ص۱۱-صحیح مسلم ج۷ ص۱۲۱-صحیح بخاری ج۲ ص۱۰۸-تفسیر الکبیر ج۱۱ ص۳-علل دارقطنی ج۵ ص۲۹۰-تاریخ مدینه دمشق ج۲۴ ص ۲۰۵) و مثل این روایت که اگر سرنیزه روی گلوی کافر گذاشتید و مسلمان شد او را نکشید!

((نصر من الله و فتح قریب))

((الیس الصبح بقریب))

والسلام علی من اتبع الهدی.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1392ساعت 17:51  توسط حسین آفرند  | 

                       بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از مدتی وقفه دوباره وبلاگ را به کار می اندازم امید وارم بتوانم به سوالات شما جوانان و نوجوانان پاسخگو باشم.

جایتان خالی مشهد زیارت امام رضا(علیه السلام) بودم. آنجا یک نفر وهابی دیدم که به تازگی به مذهب تشیع گرویده بود.به او به خاطر این انتخاب و در واقع انتخاب کردن بهشت تبریک گفتم.

و این جریان شیعه شدن او:

او از طرف عربستان و وهابیت به جاسوسی اینجا آمده بود که مردم چگونه به دور ضریح مطهر میگردندو فیلم بگیرد و ...

به حرم رفته و کار خود را انجام داده و برگشت از سمت صحن جامع رضوی و از سمت راست بیرون آمد از کنار بازار غدیر که می گذشت جلساتی در آنجا برای کودکان برگزار میشد و جمعی از روحانیون آنجا بودند پس پیش آنها رفت و در ذهن گفت بروم و مناظره ای بکنم.

پیش یکی از روحانیون رفت و گفت من آماده مناظره با شما هستم یک نفر که آماده است را معرفی کنید تا با او مناظره کنم پس چند نفر اعلام آمادگی کردند(تعجب کرده بود که چگونه بدون مطالعه آماده مناظره بودند).

پس مناظره را بعد از نماز عشا شروع کرد و خدارا شکر تا قبل از اذان صبح مذهب تشیع را انتخاب کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 مرداد1392ساعت 16:51  توسط حسین آفرند  | 
دومین علت از نظر اهل سنت قرابت و خویشاوندی است:

سوال: اگر مساله خویشاوندی است پس علی(علیه السلام) که داماد و پسر عمو و جزو اهل بیت او بوده چطور سزاوار امامت بلافاصل نیست ناگفته نماند که امام علی (علیه السلام) نفس پیامبر(صلی الله علیه وآله) نیز هست(خدا در جریان مباهله می فرماید:قل تعالوا ابنائنا و ابنائکم و نساءنا و نساءکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل...آل عمران ۶۱- در روایات آمده که این آیه در حق اهل بیت نازل شده پس مقصود از انفس فقط علی بن ابی طالب(علیه السلام) است-مستدرک حاکم ج۳ ص۱۵۰-صحیح مسلم ج۴ ص ۱۸۸۳-ترمذی ج۴ ص۲۹۳-مسند احمد بن حنبل ج۳ ص۹۷- تفسیر طبری ج۳ ص۲۹۹- تفسیر قرطبی ج۴ ص۱۰۴).

اما سومین علت آن مصاحبت ابوبکر با پیامبر(صلی الله علیه وآله) در غار است:

ذهبی در تاریخ الاسلام آورده که آیه ۴۰ توبه منظور از ثانی اثنین ابوبکر است.

عایشه گوید هیچ آیه ای در حق ما نازل نشده(بخاری ج۶ ص۴۳-تاریخ ابن اثیر ج۳ ۱۹۹-البدایه و النهایه ج۸ ص۹۶).

گفته شده آن شخص با پیامبر بوده عبد الله بن اریقط بن بکر راهنمای پیامبر بود ولی اسم او تغییر داده شده(مختصر تاریخ مدینه دمشق ج۱۳ ص۳۵- برای اطلاعات بیشتر به کتاب ((صاحب الغار ابوبکر ام رجل آخر)) تالیف حجت الاسلام نجاح الطائی مراجعه کنید.)

به فرض آن شخص ابوبکر بوده:

۱:اگر این دلیل است پس امام علی (علیه السلام) به خاطر نزول آیات بیشتری از قبیل مباهله تطهیر و مودت حق امامت داشت؟

۲:اگر صرف مصاحبت فضیلت است پس آن دو همراه زندان با حضرت یوسف(علیه السلام) هم دارای فضیلت بسیار بودند؟

۳:اگر این دلیل بر ارجحیت است پس چرا ابوبکر محزون بوده و آیه صریحا می گوید لاتحزن؟

۴:اگر حزن ابوبکر صحیح بوده گس چرا پیامبر نهی کردند و اگر صحیح نیست پس چه فضیلتی دارد؟

۵:انزال سکینه در ادامه آیه برای پیامبر است چون پیامبر هم مسلمان است و تا پیامبر است انزال سکینه بر ابوبکر نیست پس طبق آیات دیگر قرآن که سکینه بر قلب مومنان نازل می شود پس ابوبکر مومن نیست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1392ساعت 18:26  توسط حسین آفرند  | 
ذهبی در تاریخ الاسلام ج۲ ص۵۸۴ می گوید ابوبکر امتیازاتی را داشت که موجب خلیفه شدن او شد از جمله:

۱:نماز خواندن ابوبکر به جای پیامبر:

در روایات آمده که پیامبر ابوبکر را فرستادند تا به جای ایشان نماز بخواند و مثلا آمده که پیامبر وقتی به مسجد آمدند دیدند که ابوبکر نماز میخواند دستور دادند که همانجا بماند و خود ایشان به او اقتدا کردند.

سوالات:

۱:اگر پیامبر دستور داده اند که ابوبکر نماز بخواند پس چرا خود به نماز رفتند و به خود زحمت داده اند؟

۲:اگر حضور پیامبر دلیل بر تایید ابوبکر است پس چرا در بعضی روایات آمده که پیامبر ابوبکر را کنار زده و خود به نماز ایستادند(تاریخ طبری ج۲ ص۲۳۰)؟

۳:چرا معلوم نیست که نماز صبح است یا ظهر یا عشا؟ این نشان از اضطراب در روایات است و همین روایات را باطل می کند.

۴: اگر این روایت دلالت بر اولویت ابوبکر میکند پس چرا مهاجرین یا انصار یا خود ابوبکر به آن استناد نکردند؟

۵:چرا عبد الرحمن بن عوف خلیفه نشد در حالی که پیامبر درباره او فرمودند((صلوا خلفه))(مغازی واقدی ج۳ ص۱۰۱۲-تهذیب الکمال ج۱۴ ص۱۲۲)؟

۶:آیا این نماز میتواند به جای آنهمه نصوص روایات برای امام علی(علیه السلام) را بگیرد؟

۷:پیامبر فرمودند همه در جیش اسامه بروند(تاریخ طبری ج۳ ص۱۸۶-کامل ابن اثیر ج۲ ص۳۳۴) خدا لعنت کند هرکه به جیش اسامه نرود(الملل والنحل ج۱ ۲۳) وتا آ موقع به نظر تاریخ دانان اسمه هنوز برنگشته بود پس اگر این حدیث صحیح باشد پس مشمول لعنت پیامبر میشود و اگر رفته چطور این حدیث صحیح است؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1392ساعت 19:49  توسط حسین آفرند  |